بی خیال نباشیم

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...

گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد !!!!!
در برابر ظلم دشمنان بی خیال نباشیم
/ 2 نظر / 15 بازدید
دردانه

سلام بروزم و منتظر حضورتون هستم! بهتر از دیروز باشید.[گل]

دردانه

سلام و چقدر خوبه بیخیال نباشیم... بروزم و منتظر حضورتون هستم! بهتر از دیروز باشید.[گل]