بزرگ بود

بزرگ بود وازاهالی امروز بود وباتمام افقهای باز نسبت داشت ولحن آب راچه خوب می فهمید.صدایش به شکل خون پریشان یک واقعیت بود وپلکهایش مسیر نبض عناصر را به ما نشان می داد ودستهایش هوای سخاوت را ورق زد ومهربانی را به سمت ما کوچاندوعاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد واوبه شیوه باران پر از طراوت تکرار بود.قلب

/ 2 نظر / 3 بازدید
سیدعلی اسلامی

بساط خویش برچیدند و رفتند ز کالاهای این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند خوشا آنان که از پیمانه ی دوست شراب عشق را نوشیدند و رفتند خوشا آنان که با ایمان و اخلاص حریم دوست بوسیدند و رفت [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سیدعلی اسلامی

شهید سنگر، پلاک، اسلحه، پوتین پای او پیچیده در تمام دوکوهه صدای او سجاده ای به رنگ افق-رنگ لاله ها پهن است روبروی شهادت برای او تسبیح، عطر جبهه و سربند یا حسین اشک، استغاثه، ندبه، دل باصفای او تکبیر، شور و حال شهادت،خدا، بهشت میشد خلاصه نام وفا در وفای او عاشقتر از همیشه به پرواز بی غرور ترکش، گلوله، سینه بی ادعای او پل شد جلوتر از همه سردار خط شکن خون، شوق آسمانی و حالا عزای او ناباورانه میرود از ذهن لحظه ها تنگ است و بی قرار دلم در هوای او