ای صید دست بسته به امواج عاشقی

یک لحظه آمدبالا،منورمی زدند،دیدم سیم چین ازدستش افتاد.بعدهم خودش باکله رفت توی آب.منتظرشدم بالابیاید.یک دقیقه،دودقیقه،گفتم:الان خفه میشه. شناکردم طرفش.تیرخورده بودوسط پیشانیش.

یاد 175غواص شهید دست بسته گرامی باد

/ 0 نظر / 33 بازدید