دخیل

گمشده بودم ،غرق در کثافت شهر ،آمدی ازنورم کردی ،دستگیر بی دستی ام شدی؟

روی شانه های ضریحت گریستم ودخیل پنجره فولادت،طلایم کرد ،حالا یاریم کن تا عطر معرفتت را دریابم...

/ 2 نظر / 3 بازدید
ملکوت

روزی پیامبر اکرم (ص) از راهی عبور میکرد . در راه شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده است . از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای؟ گفت یا رسول الله از دست امت تو رنج میبرم و در زحمت بسیار هستم ، پیامبر فرمود : مگر امت من با تو چه کرده است؟ گفت : یا رسول الله امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم . اول اینکه هروقت به هم میرسند سلام میکنند ، دوم ایبکه باهم مصاحفه (دست دادن ) میکنند ، سوم اینکه هر کاری که میخواهند انجام دهند «انشاالله » میگویند ، چهارم اینکه استغفار از گناه میکنند ، پنجم اینکه تا نام شما را میشنوند صلوات میفرستند و ششم اینکه ابتدای هر کاری « بسم الله الرحمن الرحیم » میگویند [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [لبخند] منتظر حضورتان در وبلاگم هستم . به خصوص پست اول را حتما بخوانید و ما را با نظرات درخشان خود یاری کنید [لبخند]

فاطمه

سلام مرسی که سرزدید شما رو لینک کردک اگه قابل می دونید منو به اسم شعرهای خودم ( فاطمه) لینک کنید یاعلی[گل][قلب]