فرشته 

PIC333.JPG

زندگی اش را که نگاه می کنی می بینی یک مسیر بلند است که تقریبا از پای تیر چراغ برق سر پولک شروع می شود وتا دانشگاه وبعد تا آمریکا وبعد مصر ولبنان وکردستان  وجنوب می آید .در این مسیر بلند مصطفی چمران زندگیش را تکه تکه میکند وهر تکه را کف دست کسی می گذارد.گاه حتی کسی را پیدا نمی کند تکه ای را می کند وکف دست کاغذ می گذارد .انگار زندگی وزنه های مکرری است که او باید خودش باز کند .گاه وزنه ای را به من می دهد وگاه به تو .تا آنقدر سبک شود که بتواند تا بی نهایت دنبال مرگ بدود:مرگی که به قول خودش از او فرار می کند.

ما در این مجال نمی توانیم حکایت زندگی اورا بگوییم.زندگی ای که آنقدر سبک شد تا بتواند مصطفی را پرواز دهد.

۱۳۸٩/٤/۱٩ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()