در میان بنى اسراییل، شخصى کشته شد که قاتل او معلوم نبود، خداوند وحى فرستاد که گاوى را با صفات مخصوصى کشته، یکى از اعضاى او را بر بدن مقتول بزنند تا او خبر از قاتل خود دهد. آن گاو نزد جوانى از بنى اسراییل بود که خداوند به این جوان عنایت کرد و صلوات را به او تعلیم داده بود.

آن جوان در خواب دید که به او امر شد که گاوش را نفروشد، مگر به امر مادرش . آن جوان از خواب برخاست، بنى اسراییل نزد او آمدند تا گاو را از او بخرند، مادر جوان گفت: باید پوست این گاو را پر از طلا کنید تا آن را به شما بفروشیم . آنها راضى شده، گاو را خریدند، سپس او را کشته و یکى از عضوهاى بدنش را بر پیکره مرده زدند. آن مرده زنده شد و خبر داد که قاتل او پسر عمویش است .


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/٢٥ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

آبی‌ترین، دریایی‌ترین و آسمانی‌ترین تقدسِ زندگی‌ ام
دستانت را بوسه می‌زنم . روزت مبارک . .

۱۳٩۱/٢/٢۳ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب, فاطمه فخر زنان، روز حساب
فاطمه یعنی رضای کردگار
شاهکار خلقت پروردگار.

 

ولادت باسعادت حضرت بی بی فاطمه زهرا (س) وحضرت امام خمینی (ره ) مبارک باد

 

۱۳٩۱/٢/٢۳ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

۱۳٩۱/٢/۱٢ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

من معلم هستم وقتی که پیامبران خداوند مردم را به سمت و سوی حقیقت محض فرا می خواندند.

من معلم هستم وقتی رسول الله همه غصه اش، هدایت و آگاهی مردمان است.

من معلم هستم وقتی ائمه معصومین تمام زندگیشان آموزش چگونه بهترین شدن است.

من معلم هستم وقتی فاطمه سلام الله علیها با رفتار و منشش به تمام زنان و مردان گیتی درس می آموزد.   

من معلم هستم وقتی ولی الله فزت و رب الکعبه می گوید.

من معلم هستم جایی که صبر و شجاعت رهرو زینب کبری سلام الله علیها می شوند.

من معلم هستم وقتی فلسفه نهضت حسین علیه السلام را به نیکی به دیگران می رسانم.

من معلم هستم وقتی که می آموزم فکر کردن را و مقلد محض نبودن را.

من معلم هستم وقتی زمزمه می کنم قوانین هستی را.

من معلم هستم وقتی به دنبال فرصتی برای استفاده از استعداد دانش آموزان می گردم.

من معلم هستم وقتی والدین مهمترین داشته شان را به من می سپارند.

من مرتضی مطهری هستم زمانی که از فلسفه دین می گوید.

من معلم هستم وقتی رجایی در قبای بی آلایش معلمی، روحی بزرگ و توانمند را به نمایش می گذارد.

من چمران هستم وقتی که درک والایم از جهان را با حضور در مقابل گلوله به دیگران می آموزم.

من محمود حسابی هستم وقتی که پس از رفتنم نیز افتخار و دانش را برای مردمانم به یادگار می گذارم. 

و من معلم بوده ام و هستم هر زمان که چشم دل و فکر انسانی به روشنی حقیقت باز می شود.

۱۳٩۱/٢/۱٢ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

۱۳٩۱/٢/۱٢ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

معلم با این نقش برجسته می تواند انسانی مؤمن، با انگیزه، صبور، امیدوار به آینده، پیگیر منافع عمومی، علاقمند برای رسیدن به قله های کمال فردی و اجتماعی، مبتکر، متفکر و اهل تحقیق و پژوهش، تربیت کند .
اگر معلم به جایگاه و نقش خود توجه نداشته باشد، ممکن است انسانهایی در نقطه مقابل انسانهای مطلوب و مورد نیاز، تحویل جامعه دهد .نقش و تأثیر معلم در شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان فراتر از تأثیر والدین، رسانه ها، مسائل اجتماعی و حتی عوامل وراثتی اخلاقی و معنوی است.

در دیدار با هزاران معلم1389/02/15

 


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/۱٠ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

۱۳٩۱/٢/٩ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

شهید هادی در یکم اردیبهشت ماه سال 36 دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال 61 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.

 

۱۳٩۱/٢/۸ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها:

حالا چندین سالی است که از مفقودی ابراهیم می گذرد.یکی از یادبودهای ابراهیم ترسیم چهره وی در سال 1376زیر پل اتوبان شهید محلاتی بود.کار ترسیم چهره ی ابراهیم را سید انجام داده بود.سید می گوید: من ابراهیم را نمی شناختم وبرای کشیدن چهره ابراهیم چیزی نخواستم.اما بعداز انجام این کار به قدری خدا به زندگی ام برکت داد که نمی توانم برایت حساب کنم وخیلی چیزها هم از این تصویر دیدم.همون  زمانی که این عکس رو کشیدم ، نمایشگاه جلوه گاه راه افتاد . یک شب جمعه ای بود.خانمی پیش من اومد وگفت: آقا بیا، این شیرینی ها برای این شهید ، همین جا پخش کنید.فکرکردم از فامیل های ابراهیم هستند ، پرسیدم: شما شهید هادی را می شناختید؟

کتاب سلام بر ابراهیم بهتون آرامش  میده


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/۸ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ توسط گلشن سخن نظرات ()
تگ ها: